تبليغاتX
حس یوسف خواهی
حس یوسف خواهی
هر چیز که در جستن آنی، آنی
آن خط سوم منم

 

یادم هست که گفته بودم دوستت دارم

 

...که گفته بودی:

 

به من آموخته‌اند؛

که بي‌خودانه

در پي نمي‌دانم آن كجاي خويشتن دروني‌ام،

عزم سفر به خويشتن خويشي‌ام را

پاي برهنه كنم،

"بي‌درنگ"

 

بر من خرده نگير،

پيشاني‌ام  نثار تو باد،

اما پاي دل را جاي دگر بسته‌اند،

امانم ده

كه وقت آمدن باد صبا قدرت هيچ استخاره ندارم و عاجزم از هر صدايی و ندايي...

 

یادم هست که گفته بودی؛

«آن خط سوم منم»

  

2  جمعه 19 خرداد1385-   
اي دل تو چه مي‌كني؟ مي‌ماني يا مي‌روي؟

 

گفتم:

صاحب اختيار تو هستي!

 

گفت:

انسان در تقدير خود،

بي‌نهايت سرنوشت دارد،

كه با «اراده» و «اختيار» و «نيّت» و «عمل» خود،

يكي از آنها را پررنگ‌تر مي‌كند...

 

خواستم كه سر به بيابان گذارم...

نه!

دل به دريا زنم...

 

راستي!

تو چه مي‌كني؟

مي‌ماني؟

يا...

مي‌روي؟

 

2  سه شنبه 2 خرداد1385-