![]() |
حس یوسف خواهی |
![]() |
| هر چیز که در جستن آنی، آنی |
|
«نورِ مِهر»
|
|
... يك وأن يكاد آبي رنگ براي فرشته مينويسم. ...براي سروش؛ نقاشي عطر بهار نارنج را ميكشم. ... يك عالمه نگاتيو سياه و سفيد را ميبرم در تاريكخانه و منتظر ظهورش ميمانم؛ براي علي... - خدا ميگويد؛ تو فرزند نوح هستي! ...به خدا ميسپارمت...
|
|
2
دوشنبه 25 مهر1384-
|
|
ربَّنا!
|
|
اين روزها؛ مثل از تاخت ايستادن يك ماديان سپيد؛ در يك غروب سرخ ميماند...
|
|
2
شنبه 16 مهر1384-
|
|
پینوکیو!
|
|
2
سه شنبه 5 مهر1384-
|
|
به نام خدا شايد؛ همه چيز برميگردد به سالهاي كودكي... تو آرزو كردي كه خلبان شوي و من... دوست داشتم پرستار شوم آرزوي تو رنگ «پرواز» گرفت و آرزوي من؛ شكل انصراف از دانشگاه شد... زمينيتر از آنم كه نامهام به آسمان برسد امّا! دلم برايت تنگ شده است.
|
|
2
یکشنبه 3 مهر1384-
|
|
برگ نخست پست الکترونیک آرشیو |
| ! يا ربي |
|
| پيوندها |
|
موعود |
|
|